کودک

این... باد...

هنوز بال در نیاورده  

با برگهای ریخته بر خیابان 

بازی می کند.


قباد جلی زاده 

ترجمه: افسانه

/ 15 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیب پیام

سلام .شعر زیبایی بود با تصویری چند بعدی و پرتابی .لذت بردم به روزم با خاطره

مهدی علیزاده

سلام بانو شاه محمدی گرامی بروزم و نظرات ارزشمندتان را ارج مي نهم . با احترام

جليل قيصري

سلام خانم شاه محمدي... هر وقت ترجمه هاي شما را مي خوانم احساس مي كنم اصل شعر را فراتر برده ايد واين به گمانم موأنست شما با ذات كلمه در هر دو زبان است . بر قرار باشيد

شهرام

سلام بر شما. حس زیبائی داشت پست آخر. موفق باشید

ری را

این روزها / برای رفتنم... / بهانه می گیرم / و برای بودنم / استخاره

شاهین

شما دعوتید به خانه شعر نو اگر که مایل باشید

نوری - همدان

ترجمه ی شعری از علی رضانوری به زبان کردی توسط خانم هانا سیفی

سایت ادبی نو رهان

با سلام و عرض ادب : دوست عزیز پنجمین سایت ادبی نو رهان بروز شد تالارها را کلیک کنید و با نظرات ارزشمند خود ما را یاری دهید این سایت و دبیر مربوطه هر تالار منتظر آثار ارسالی شماست از طریق ایمیل سایت ، ایمیل دبیر در اعضاء هیئت تحریریه ، و ایمیل مدیریت سایت milad900@yahoo.com now.rahan@yahoo.com info@nowrahan.com با تشکر .

ارمان

سلام خوبی؟ از وبت خوشم اومد اگه خواستی به منم سربزن تا همو لینک کنیم. با دمپایی ابری ماه میام سراغت! به امید دیدار خوشم می آید از شبهای پاییز که می بارد درآن بارانِ یکریز! خوشم می آید از آن گفتگوها هوای گم شدن در جستجوها هوای مهربانِ مهرماهی سبک تر از هوای صبحگاهی هوای ابریِ آبانِ آبی شبیه ِ رنگ نارنج و گلابی! ببین! آواره ی یک جای دنجم اسیر گندم و بوی برنجم... http://armanepooyan.blogfa.com/