آی مترسک
دلم تنگ است
که ترس دور این باغ می چرخد
صدای اش را می شنوی
غار غار غار

 

شعر: افسانه

/ 4 نظر / 20 بازدید
دریاچه ی قو

افسانه ی عزیز! غم و خوشحالی ام را با خودش برد دو دست خالی ام را با خودش برد متریک بودم و گنجشک خیسی دل پوشالی ام را با خودش برد. .....................راستی سلام!

سکوت

سلام وبلاگ زیبایی دارین و شعرهاش واقعا جذاب هستن