
1
باد
شاخه ی اناری را شکست
برف
گچش گرفت.
2
باد ...هی می کند
گله ی ابر را.
3
باد
نی ای را در آغوش گرفته است
تا خوابش می گیرد
برای خود لایی لایی میخواند.
4
گندم از ترس
خود را به نسیم می سپارد
فکر می کند
باد تازی است.
5
ابر پایش در رفته است
با چوب دستی باد
راه می رود.
6
باد چوپانیست بازیگوش
عصا می اندازد
جلوی پای
گله ی ابر.
7
باد غرولندکنان
سر کوچه باریک ما
پیچید.
8
باد مثل گرگ می ماند
به دار و درخت می زند
ده ها برگ می ریزد
فقط یکی از آنها را می برد.
9
شانه هایم به سفیدی می روند
برف باریده
یاتارهای موست با باد پیری ریخته ؟
10
شب در را به روی برف نگشودیم
صبح روی نرده ی پنجره
کبوتری شده بود از یخ.
11
باد شروع کرد به وزیدن
انگشتان نازک کودک برف را
از گردن درخت باز کرد
شعر :قباد جلى زاده
ترجمه :افسانه شاه محمدى