بانوی باران

دست نوشته ها

کودک
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

این... باد...

هنوز بال در نیاورده  

با برگهای ریخته بر خیابان 

بازی می کند.


قباد جلی زاده 

ترجمه: افسانه


شعر : قباد جلیزاده
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

لامپهای خیابان

با منقار روشنایی

پیراهن شب را

پاره پاره می کنند.

ترجمه : افسانه شاه محمدى


سه هایکو
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

زنى خود را منفجر کرد

پسرى

 به دنبال پستانهایش مى گشت!

 

                    *

 

سرباز آمریکایى

انگشتهایش پرید

تمام خانه ها را گشتنند

تا انگشتهایش را جمع کنند!

 

                   *

 

 آمریکایى ها با هواپیما

پاهاى مصنوعی را به ما دادند

دیگر در وطن من کسى نمى لنگد!

 

 

شاعر: قباد جلیزاده

برگردان: افسانه شاه محمدى

 


تولدم مبارک
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

تولدم مبارک

و افسانه نام دختری بود
که دوم اردیبهشت به زمین سلام گفت
موهایش را سپرد به باد
و بعد
هر چه بادا باد…
.
.

.


 
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد                 رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد

تنها دل ساده ای است دارایی ما                 آن هم شب عید تقدیم تو باد

 

 سال نو مبارک

 


ترور
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

بوی ترور

بوی خون

اسم تو لای پیچک لافیته ها

 پر می زند.

 

       **

باد

 لافیته ای نو به دیوار زده است.

 

 

١- لافیته : پلاکارد


 
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

آی مترسک
دلم تنگ است
که ترس دور این باغ می چرخد
صدای اش را می شنوی
غار غار غار

 

شعر: افسانه


تگرگ
ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

امشب پری ها بازی می کنند

بازی گردنبند

پاره

کردن

چمن به سفیدی می رود از مروارید

یکی

یکی

خود را می دوزند به مینای پنجره

به چراغ تیر برق

به قابلمه باقالی فروش

 

ترجمه:افسانه شاه محمدی

شعر: قباد جلی زاده


 
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

1

باد

شاخه ی اناری را شکست

برف

گچش گرفت.


2

باد ...هی می کند

گله ی ابر را.


3

باد

نی ای را در آغوش گرفته است

تا خوابش می گیرد

برای خود لایی لایی میخواند.


4

گندم از ترس

خود را به نسیم می سپارد

فکر می کند

باد تازی است.


5


ابر پایش در رفته است

با چوب دستی باد

راه می رود.


6

باد چوپانیست بازیگوش

عصا می اندازد

جلوی پای

گله ی ابر.


7

باد غرولندکنان

سر کوچه باریک ما

پیچید.


8

باد مثل گرگ می ماند

به دار و درخت می زند

ده ها برگ می ریزد

فقط یکی از آنها را می برد.



9

شانه هایم به سفیدی می روند

برف باریده

یاتارهای موست با باد پیری ریخته ؟


10

شب در را به روی برف نگشودیم

صبح روی نرده ی پنجره

کبوتری شده بود از یخ.


11

باد شروع کرد به وزیدن

انگشتان نازک کودک برف را

از گردن درخت باز کرد


شعر :قباد جلى زاده

ترجمه :افسانه شاه محمدى


 
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ آبان ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

خیس خیس است دنیا

من خشک خشک

به زیر چترت می آیم

تا بوی تنت

مرا به جویی از شبنم تبدیل کند.

شعر:قباد جلی زاده

ترجمه:افسانه شاه محمدی


← صفحه بعد